عنوان اصلی:
یوگا موضوعی معنوی است و نباید با سیاست آمیخته شود.
این گفتوگو در سال ۲۰۱۱ انجام شده است. زمانی که استاد آینگار ۹۳ سال داشت. در این مصاحبه، او درباره بابا رامدف، تجاریشدن یوگا، اخلاق در آموزش و مسئولیت معلمان یوگا صحبت میکند.
بخش اول: معنویت یوگا، سیاست و تجاریشدن یوگا
۱. آیا تجاریشدن یوگا را نگرانکننده میدانید؟
سوناندا مهتا، مصاحبهکننده: امروزه یوگا تجاری شده است. به نظر میرسد همه در حال بستهبندی و عرضه آن به شکل یک محصول هستند.
آینگار: مردم میخواهند سالم و متناسب بمانند و افراد زیادی میکوشند از این خواسته بهرهبرداری کنند. در کشوری دموکراتیک مانند هند، نمیتوان کار زیادی برای متوقفکردن این روند انجام داد. کسانی که به این مراکز مراجعه میکنند، باید بتوانند تشخیص دهند که آیا دانش درست یوگا را دریافت میکنند یا صرفا با روشی دلپذیر و سخنانی زیبا و مهربانانه روبهرو هستند.
افرادی که سالها صادقانه و با جدیت یوگا تمرین کردهاند، میدانند که این مسیر چقدر دشوار است.
درباره کسانی که از یوگا درآمد کسب میکنند، میگویم: بگذارید درآمد داشته باشند، اما باید صادق و اخلاقمدار باشند و بیش از آنچه دریافت میکنند، ارزش ارائه دهند. اگر هزار روپیه دریافت میکنید، باید دانشی به ارزش هزار و صد روپیه در اختیار شاگرد بگذارید.
۲. آیا یوگایی که بابا رامدف آموزش میدهد، اخلاقی است؟
مانوج مور، مصاحبهکننده: شما قبلا از بابا رامدف انتقاد کردهاید. آیا یوگای او را اخلاقی میدانید؟
آینگار: او یک سالک است و من هم سالک هستم. من از او انتقاد نکردهام؛ این روزنامهها بودهاند که چنین تصویری ساختهاند.
اخیرا خبرنگاری از من پرسید: «آیا کاپالابهاتی و بهاستریکا میتوانند همه بیماریها را درمان کنند؟» من فقط خندیدم. نمیتوان گفت یک بخش از یوگا بهتنهایی برای حفظ سلامتی کافی است. بدن ما از صدها عضله و مفاصل متعدد تشکیل شده است. بدن، ذهن، هوش و وجدان ما را دربرمیگیرد. بنابراین باید همه بخشهای وجودمان را پرورش دهیم.
چگونه میتوان گفت یک بخش از یوگا همه درمانها را در خود دارد؟ در این صورت، یوگا به راهی کوتاه و آسان تبدیل میشود.
اگر مشکل زانو دارید، بهاستریکا نمیتواند بهخودیخود مشکل مفصل زانو را برطرف کند. اگر نقرس دارید، پرانایاما بهتنهایی درمان آن نیست. باید به وضعیت مفصل و گردش خون توجه کرد.
یوگا دانشی بسیار گسترده است.
سوناندا مهتا: آیا معتقدید یک چهره برجسته یوگا باید وارد سیاست شود؟
آینگار: خیر. یوگا موضوعی معنوی است و نباید با سیاست آمیخته شود.
۴. اگر یک استاد یوگا پس از چند روز روزهداری از نظر جسمی به وضعیت بحرانی برسد، چه پیامی به مردم منتقل میشود؟
مانوج مور: وقتی یک استاد یوگا روزه میگیرد و ظرف شش روز از نظر جسمی به وضعیت وخیمی میرسد، چه پیامی درباره یوگا منتقل میشود؟
آینگار: این یعنی آن انرژی لازم وجود نداشته است. شما نمیدانید در آینده با چه چیزی روبهرو خواهید شد. باید از همین حالا کار کنید. این همان چیزی است که سوتراهای یوگا به شما میآموزند. یوگا در شما نیرویی دفاعی ایجاد میکند تا نیروهای مهاجم نتوانند بر شما اثر بگذارند.
سوناندا مهتا: آیا تاکنون با بابا رامدف دیدار داشتهاید؟
آینگار: بارها. او حتی به مؤسسه من هم آمده است. مرا “بیشماپیتامای یوگا” مینامد. لقبی که به شخصیت بیشما در حماسه مهابهاراتا اشاره دارد و بر احترام و جایگاه او تاکید میکند. او احترام زیادی برای من قائل است.
بخش دوم: آموزش صحیح یوگا و تجربه شخصی آینگار
۶. مردم چگونه میتوانند روش درست یوگا را تشخیص دهند؟
نیشا نامبیار: امروزه افراد زیادی روشهای متفاوت یوگا را آموزش میدهند. یک فرد عادی چگونه میتواند تشخیص دهد کدام روش درست است؟
آینگار: وقتی در سال ۱۹۳۴ یوگا را آغاز کردم، معلمان واجد صلاحیت چندانی وجود نداشتند و به همین دلیل، شناخت مردم از این موضوع سطحی و غیرتخصصی بود.
استاد من، که از دانشمندان برجسته زبان سانسکریت بود، معلم معنوی مهاراجه میسور نیز بود. او از نپال به میسور آمده بود. من برای یادگیری یوگا نزد او رفتم، زیرا به سل، مالاریا و حصبه مبتلا بودم. مادرم نیز در دوران بارداری به تب آنفلوانزا مبتلا شده بود.
به دلیل مشکلات جسمی نتوانستم تحصیلاتم را کامل کنم. در هفدهسالگی تشخیص داده شد که سل دارم و پزشکان گفته بودند زنده نخواهم ماند. سالها نمیتوانستم سرم را بالا نگه دارم. زندگیام وضعیتی شبیه فلج داشت. فکر میکردم شاید بهتر باشد بمیرم. تا اینکه کسی چند آسانا به من معرفی کرد و شروع به تمرین کردم.
اکنون که ۹۳ سال دارم، ریههایم در آمریکا و سوئیس بررسی شدهاند و به من گفتهاند که وضعیت قفسه سینهام شبیه یک کودک است. هشت سال طول کشید تا بفهمم سلامتی چیست. من باور دارم که بیماریهایم از طریق یوگا بهبود یافتند.
در سال ۱۹۳۶، جراحى به نام دکتر وی. بی. گوخال از بلگام برای دیدن اجرای من آمد. او گفت چنین دامنهای از حرکات بدن را در دانش آناتومی ندیده است. او تصمیم گرفت پس از بازنشستگی، از استاد من یا شاگردان او دعوت کند تا در پونه یوگا آموزش دهند. وقتی بازنشسته شد، از مؤسسات آموزشی پونه خواست ماهانه مبلغی برای این کار اختصاص دهند. با همان بودجه محدود، کلاسها آغاز شدند. اما پس از سه سال، مؤسسات به دلیل کمبود بودجه آموزش را متوقف کردند.
۷. آیا با یوگا توانستید محدودیتهای پزشکی را پشت سر بگذارید؟
مانوج مور: شما در جوانی بسیار بیمار بودید. آیا میتوان گفت با یوگا از پیشبینی پزشکی فراتر رفتید؟
آینگار: چنین اتفاقی افتاد. اما اگر آساناهای نادرستی انجام میدادم، ممکن بود همهچیز به مسیر دیگری برود. من رنج زیادی کشیده بودم. بنابراین وقتی در پونه شروع به آموزش یوگا کردم، بسیار محتاط بودم. چه چیزی مفید است و چه چیزی زیانآور؟ اگر مشکلی پیش بیاید، چه اتفاقی برای اعتبار یوگا میافتد؟ این نگرانیها باعث شدند در آموزش بسیار محتاط باشم.
امروزه در هر گوشهای مرکز یوگا پیدا میشود. اما در آن روزگار، حتی نمیتوانستیم از آموزش یوگا پول یک وعده غذا به دست آوریم. در دهه ۱۹۳۰ کسی برای آن احترام چندانی قائل نبود.
آن زمان به این نتیجه رسیدم که باید نگرش مردم را نسبت به یوگا تغییر دهم و احترامی را که شایسته آن است، برایش به وجود آورم.
۸. چرا روش آینگار به شکل یک مجموعه شعبهای گسترش نیافت؟
سوناندا مهتا: چرا مؤسسه آینگار یوگا را به شکل یک شبکه شعبهای توسعه ندادید؟
آینگار: در مؤسسه من، شاگردانی از پنج نسل حضور دارند. من واعظی نیستم که امروز به گروهی آموزش بدهم و فردا به جای دیگری بروم. زیرا تا زمانی که برگردم، شاگردان ممکن است آنچه را آموختهاند فراموش کرده باشند.
آنچه میسازم، برای نسلهای آینده است.

۹. گاریمـا میشرا: در چند سال اخیر، مفهوم پاور یوگا محبوبیت زیادی پیدا کرده است. در باره محبوبیت پاور یوگا چه نظری دارید؟
آینگار: پاور یوگا چیز تازهای نیست. در سالهای نخست، همین روش را در مدارس و کالجهای مختلف آموزش میدادم. این در واقع روشی آموزشی بود که برای کمک به شاگردان به کار میبردم تا وضعیتها و حرکات مربوط به آساناها را بهتر به خاطر بسپارند. اگر مجلات یوگا در بریتانیا را بخوانید، میبینید که چگونه به دلیل این شیوه مورد انتقاد قرار گرفتم و چگونه از آن انتقادها عبور کردم.
۱۰. نیشا نامبیار: کاربرد اصلی شیرشاسانا چیست؟ آیا هر کسی میتواند آن را تمرین کند؟
آینگار: یکی از کاربردهایی که برای آن مطرح میشود، افزایش خونرسانی به مغز است. اما اگر بدون بررسی آمادگی بدن فرد، شیرشاسانا را به او آموزش بدهم، کار احمقانهای کردهام. این پاسخ از نظر آموزش ایمن یوگا اهمیت زیادی دارد: صرف آشنایی با یک آسانا، دلیل کافی برای آموزش آن به هر فرد نیست.
۱۱. مانوج مور: برنامه روزانه و عادتهای غذایی شما چگونه است؟
آینگار: روزی سه ساعت میخوابم و چهار ساعت یوگا تمرین میکنم. از ساعت دو تا شش بعدازظهر نیز روی کتابهایم کار میکنم. گیاهخوارم و روزی سه بار غذا میخورم، اما در حد اعتدال. غذایم شامل چاپاتی، سبزیجات و مقداری برنج است. چای هم مینوشم. وقتی در سال ۱۹۵۴ به آمریکا رفتم، به دلیل دشواری پیدا کردن غذای گیاهی، بیشتر با نان و قهوه زندگی میکردم.
افرادی که زمانی مرا به دلیل گیاهخواری مسخره میکردند و خودشان مشروبات الکلی زیادی مینوشیدند، بعدها به گیاهخواری روی آوردند. وقتی دیدند چگونه میتوانم روزی ده ساعت بدون خستگی کار کنم، شگفتزده شدند. شیوه زندگی آنها کاملا تغییر کرد.
بخش سوم: فلسفه یوگا، ذهن و بدن
۱۲. اسحاق نسیم: آیا یوگا متکی بر فکر و ذهن است؟
آینگار: من یوگا را از منظر روانشناختی آموزش نمیدهم. رویکردم عصبشناختی و زیستشناختی است.
با کلمات و زبان، آرامش ذهنی را به کسی القا نمیکنم. میگویم تمرین را انجام بده. به باور من، تغییرات زیستی رخ میدهند و این تغییرات ماندگارند. اکسیر زندگی در درون ما پنهان است و باید بیشتر و بیشتر به آن دسترسی پیدا کنیم. یوگا این را به ما میآموزد. یوگا به شما دارویی برای درمان بیماریها نمیدهد.
۱۳. آنورادها ماسکارنهاس: آیا یوگا به کاهش وزن کمک میکند؟
آینگار: یوگا برنامهای برای کاهش وزن نیست. به شما کمک میکند زندگی طبیعیتری داشته باشید و ذهنی تازه پیدا کنید. دیگر چه میخواهید؟
۱۴. سوناندا مهتا: دو نام در شهر پونه همواره توجه خارجیها را جلب کردهاند: راجنیش و آینگار. در باره اوشو جایگاه معنوی خود چه نظری دارید.
آینگار: من راجنیش را از زمانی میشناختم که هنوز مشهور نشده بود. پدرش شاگرد من بود. راجنیش سالی یک بار، برای جشن تولد بودا، از جبلپور به پونه میآمد. او سخنوری برجسته در قرن بیستم بود.
یک بار کسی درباره من و اوشو گفت که در پونه دو «بهاگوان» وجود دارند. من پاسخ دادم: ما بهاگوان نیستیم. ما بهاگواتا هستیم، یعنی خدمتگزاران خدا.
توضیح: این واژهها بار معنایی خاصی در سنتهای معنوی هند دارند و ترجمه دقیق آنها به فارسی به بافت فرهنگی و مذهبی وابسته است.
۱۵. آیا معلم سختگیری هستید؟
سوناندا مهتا: میگویند شما معلم سختگیری هستید.
آینگار: نه، من معلمی جدی و پرشدت هستم. شاگردانم را راهنمایی میکنم تا از هوش و قوه تشخیص خود در مسیر درست استفاده کنند.
۱۶. چرا از ابزارهای کمکی در یوگا استفاده کردید؟
پراناو کولکارنی: هنگامی که ابزارهای کمکی را وارد تمرین کردید، عده زیادی از شما انتقاد کردند و گفتند این روش، شکل خالص یوگا نیست.
آینگار: اکنون همه مراکز از این ابزارها استفاده میکنند و همچنان از آنها انتقاد میشود. همین موضوع مرا به خنده میاندازد.
۱۷. سوشانت کولکارنی: آیا یوگا برای کسی که تمایلی به انجام آن ندارد هم میتواند مفید باشد؟
آینگار: به همین دلیل است که ابزارهای کمکی وجود دارند.
منظور استاد آینگار این است که ابزارها میتوانند شرایط تمرین را با نیازها و محدودیتهای فرد سازگارتر کنند؛ نه اینکه بهتنهایی انگیزه تمرین را ایجاد کنند.
بخش چهارم: یوگا، درمان و مسئولیت اجتماعی
۱۸. یوگا و دردهای مزمن
آنورادها ماسکارنهاس: یوگا میتواند به کاهش درد کمک کند، اما بیمارانی که از کمردرد مزمن رنج میبرند، همچنان با مشکلات خود روبهرو هستند. آیا در کنار یوگا، روشهای درمانی دیگری مانند پیلاتس را نیز توصیه میکنید؟ آیا موسسه شما با بیمارستانها پژوهشهای بالینی انجام میدهد؟
آینگار: یوگا به ما میآموزد چگونه ذهن را از درگیری با بخشهای دیگر بدن رها کنیم. یوگا راهی فراهم میکند تا زندگی طبیعیتری داشته باشیم. پژوهشهای علمی نیز نشان دادهاند که یوگا میتواند در کاهش درد مفید باشد. مجموعهای از شواهد علمی درباره اثربخشی درمانی آینگار یوگا گردآوری شده است.
۱۹. آیا یوگا را در زندانها نیز آموزش دادهاید؟
سوشانت کولکارنی: آزمایشهایی انجام شده است که در آنها یوگا وارد برنامه روزانه زندانیان شده است.
آینگار: من به دنبال تبلیغات نیستم، اما نخستین کسی بودم که در زندان منچستر یوگا آموزش دادم و موفق شدم. همین کار را در سال ۱۹۵۶ در آمریکا نیز انجام دادم.
۲۰. آیا باید آساناها را به نام افراد یا نهادها ثبت کرد؟
سوناندا مهتا: دولت قصد دارد ۱۳ هزار آسانا را به ثبت برساند. نظر شما چیست؟
آینگار: هنوز چنین کاری انجام نشده است. اما ما چه کسی هستیم که بخواهیم این آساناها را به نام خود ثبت کنیم؟ ما خالق آنها نیستیم. حکیمان و ریشیهای دوران باستان پدیدآورندگان آنها بودهاند. اگر قرار باشد حق امتیازی وجود داشته باشد، باید به آنان تعلق بگیرد، نه به ما.
از سوی دیگر، معتقدم دانش باید در دسترس همه باشد. به همین دلیل با ثبت انحصاری آساناها موافق نیستم.
۲۱. نیشا نامبیار:چرا دیگر قصد سفر به کشورهای دیگر را ندارید؟ پس از سفر اخیرتان به چین گفتید که دیگر به کشور دیگری سفر نخواهید کرد.
آینگار: از سال ۱۹۵۴ تا ۲۰۱۱ حدود پنجاه بار به نقاط مختلف جهان سفر کردهام. این سفرها برای گسترش دانش یوگا ضروری بودند. من کارم را انجام دادهام.
۲۲. آنورادها ماسکارنهاس: در سفر اخیرتان به چین گفتید ممکن است چین در زمینه یوگا از هند پیشی بگیرد. چرا؟
آینگار: مردم چین عمیقا وارد دنیای یوگا شدهاند. ارتباطی که طی ۱۵۰۰ سال گذشته میان هند و چین از دست رفته بود، اکنون دوباره برقرار شده است.
این دیدار قرار بود در سطح دولتها و به مناسبت شصتمین سال روابط دو کشور برگزار شود. دولت چین برنامهای آموزشی و جذاب مانند یوگا میخواست. دولت هند نام فرد دیگری را پیشنهاد کرد، اما چینیها اصرار داشتند که فقط من در این برنامه حضور داشته باشم. آنها حتی تمبری با تصویر من منتشر کردند. در حالی که دولت هند تا آن زمان چنین کاری نکرده بود.
۲۳: پاپول چاترجی: آیا میان گیاهخواری و یوگا ارتباطی وجود دارد؟
آینگار: نه، این یک تصور نادرست است. اما وقتی وارد مسیر یوگا میشوید، ممکن است دیگر تمایلی به خوردن گوشت نداشته باشید. امروزه مردم با مغزشان غذا میخورند، نه با معدهشان. یوگا دستگاه وجود انسان را دگرگون میکند.
توضیح: این جمله پایانی استعاری است و بهتر است آن را توصیه تغذیهای یا نتیجه علمی قطعی تلقی نکنیم.
بخش پنجم: گسترش یوگا و زندگی شخصی آینگار
۲۴. سوناندا مهتا: چرا در تمام این سالها به گسترش موسسه خود فکر نکردید؟
آینگار: با اینکه مرا بهعنوان یک تمرینکننده یوگا میشناسند، هدف من گسترش یوگا بوده است، نه ساختن یک مرکز بزرگ و گسترش نام خودم. کارهای خیرخواهانه زیادی انجام دادهام، اما نمیخواهم برای آنها تبلیغ کنم.
در روستای زادگاهم، بلور در ایالت کارناتاکا، حتی مدرسه ابتدایی وجود نداشت. کودکان سیگارهای محلی میکشیدند، زیرا والدینشان نیز سیگار میکشیدند و مشروب مینوشیدند. در سال ۱۹۶۸ مدرسهای در آنجا ساختم. در سال ۲۰۰۷ مدرسه دیگری ساختم که ۳۵۰ دانشآموز داشت. امسال چند کودک گفتند که بنگلور برای ادامه تحصیل در کالج خیلی دور است؛ بنابراین اکنون در حال ساختن یک کالج هستم.
۲۵. پراناو کولکارنی: داستان پذیرفتن سرپرستی یک ببر چیست؟
آینگار: اهالی روستایم میخواستند نودمین سالروز تولدم را در کنار آنها جشن بگیرم و من پذیرفتم. پس از آن، به باغوحش میسور دعوت شدم. مسئولان گفتند دو ببر به نامهای برهما و آنانوسوییا دارند که بسیار خشن هستند و کسی سرپرستی آنها را نپذیرفته است. چون روز تولدم بود، از من خواستند سرپرستی آنها را بپذیرم. نگهداری یک ببر سالانه یک لک روپیه هزینه داشت. من موافقت کردم.
۲۶. سوناندا مهتا: افراد مشهوری در میان شاگردان شما هستند. آیا بازیکنان کریکت نیز در میان آنها بودهاند؟
آینگار: بله. حتی کتابی درباره یوگا برای بازیکنان کریکت نوشتهام، اما نمیدانم چرا آن را منتشر نکردهاند. حدود سه سال پیش از این مصاحبه، از من خواسته بودند چنین کتابی بنویسم. در آن آساناهایی را گنجاندهام که به بازیکنان کمک میکنند در میدان بازی هوشیار و سرحال بمانند.
۲۷. چرا یوگا در غرب محبوب شد؟
نیشا نامبیار: آیا امروزه مردم غرب بیش از هندیها به یوگا روی آوردهاند؟
آینگار: یوگا زمانی بینالمللی شد که ویولونیست مشهور، یهودی منوهین، تمرین آن را آغاز کرد و از آن بهره برد.
او مشکلات عصبی متعددی داشت و نمیتوانست ویولن بنوازد. من روی او کار کردم و وضعیتش بهتر شد. سپس مرا به سوئیس دعوت کرد تا به موسیقیدانان دیگر نیز یوگا آموزش دهم.
حتی جیدو کریشنامورتی نیز از من یوگا آموخت.
۲۸. مانوج مور: آیا از مرگ میترسید؟
آینگار: نه، اصلا. خداوند هفتاد سال عمر اضافه به من داده است؛ چرا باید از مرگ بترسم؟
چه چیزی در این مصاحبه اهمیت بیشتری دارد؟
برای یک معلم آینگار یوگا، سه نکته از این مصاحبه ارزش تامل بیشتری دارند.
۱. دانش یوگا نباید به یک تکنیک تقلیل پیدا کند.
استاد آینگار با این تصور مخالفت میکند که یک تکنیک تنفسی یا یک آسانا بتواند همه مشکلات را حل کند. این نگاه با ضرورت شناخت بدن، توجه به محدودیتهای فرد و پرهیز از ادعاهای درمانی اغراقآمیز سازگار است.
۲. ابزارهای کمکی جایگزین هوش معلم نمیشوند.
ابزار زمانی ارزشمند است که برای فرد، هدف تمرین و وضعیت بدن او انتخاب شود. صرف استفاده از ابزار، نشانه آموزش دقیق نیست.
۳. دانش، مسئولیت و اخلاق از شهرت مهمترند.
استاد آینگار بارها بر این نکته تاکید میکند که معلم باید بیش از دریافت مالی خود ارزش آموزشی ایجاد کند، در آموزش محتاط باشد و دانش را ملک انحصاری خود نداند.






